حاج ملا هادي السبزواري
251
شرح مثنوى
نخستين جنبش از حسن ازل خاست ( ( 43 ) ) ما به بحر نور خود راجع شديم * وز رضاع اصل مسترضع شديم ن 1045 3 - ك 352 23 رضاع : شير خوردن . ( ( 44 ) ) در فروع راه اى مانده ز غول * لاف كم زن از اصول اى بىاصول ن 1045 4 - ك 352 23 اى بىاصول : در بعض نسخ : « اصول بىاصول » . و اوّل ، اولى است . ( ( 45 ) ) جنگ ما و صلح ما اى نور عين * نيست از ما هست بَين الإصبَعَين ن 1045 5 - ك 352 24 اى نور عين : نسخهء « در نور عين » خوب نيست . بين الإصبعين : اشارت است به حديث « قَلبُ المُؤمِنِ بَينَ اِصبَعَينِ مِن أصابِعِ الرَّحْمنِ » ( 1 ) . و مراد به اصبعين ، صفت جمال و صفت جلال - و به عبارت ديگر لطف و قهر . ( ( 46 ) ) جنگ فعلى جنگ طبعى جنگ قول * در ميان جزوها حربى است هول ن 1045 6 - ك 352 24 جنگ فعلى : آن است كه ضديّت به حسب فعل و اثر داشته باشند . مثل آن كه نار ، تسخين و ماء تبريد مىكند ، و آن تجفيف و اين ترطيب ، و آن تخفيف و اين تثقيل ، و آن تلطيف و اين تكثيف مىكند . جنگ طبعى : آن است طبع و صورت نوعيهء اين ، مقابله و ضديّت با آن دارد . ( ( 47 ) ) اين جهان زين جنگ قائم مىبود * در عناصر درنگر تا حل شود ن 1045 7 - ك 352 25 قائم مىبود : مثل آن كه در عناصر فعل و انفعال و كسر و انكسار چون حاصل شود و سورت كيفيات شكسته شود و كيفيت معتدلهء واحده پديد آيد و متّصف به وحدت و عدل شوند ، مخلَّع به خلعت حيات گردند . ( ( 51 ) ) هست احوالت خلاف يكدگر * هر يكى با هم مخالف در اثر ن 1045 11 - ك 352 27 هست احوالت : يعنى چنان كه در كيفيت حسيّه تضاد و جنگ است ، همچنين در كيفيّات
--> ( 1 ) مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 525 - علم اليقين ، ج 1 ، ص 282 . .